شاپرک خانم

خرید بک لینک
این روز ها نمی دانم چه جوری دارن می گذرن . یک جوری خسته ام . یک جوری شنبه به آخر هفته می رسه و هفته تمام می شه . نمی دانم خوشحالم از اینکه داره هفته ها می گذره یا نه ؟ خودم دیگه نمی دانم واقعا دنبال چی هستم.هیچ وقت فکر نمی کردم این روزهام اینطوری بگذرن . سرد و بی روح ، بدون هیچ انگیزه ای .تازه خبرای بدی هم پشت سر هم می یاد . خبرای که برای حل کردنشون باید کلی زحمت کشید . و من مطمئن هستم بعضی وقتا بعضی از خرابی ها رو هیچ جوره نمی شه درست کرد .می خواهم برای یک مدت گم و گور بشم . دلم می خواهد برم یک جایی که هیچ کس منو نشناسه و هیچ کسی سراغم رو نگیره و من در قبال هیچکس مسئولیتی نداشته باشم .بعضی وقتا با خودم فکر می کنم من قراره چند سال زندگی کنم . چند سال دیگه قراره با زندگی کلنجار برم .نمی دانم ولی به امید روزهای قشتگ دارم این روزها را پشت سر می گذارم . نوشته شده توسط Shapark در بیستم مرداد ۱۴۰۳ | شاپرک خانم...

ما را در سایت شاپرک خانم دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 18 تاريخ: يکشنبه 28 مرداد 1403 ساعت: 21:17

الان نشستم تو اتاقم دو تا شمع روشن کردم . نمی دانم چرا جدیداً انقدر علاقه پیدا کردم که شمع روشن کنم . یک جوری ارامم می کنه . یک جوری از نورش لذت می برم . حال و هوام رو خوب می کنه.یک جوری بوی عود حالم رو خوب می کنه .برای اولیه بار تصمیم گرفتم عود روشن کنم. اما نمی دانم چرا عود من خوب دود نمی کنه. فکر کنم باید اول یک جا عودی بخرم .این روزها خیلی بد جوری همه چی با هام قاطی شده . فقط امیدوارم از این بحران ها به سلامت گذر کنیم . نمی دانم تا کی این نگرانی برای خانواده همراه منه . من همیشه از خواسته های خودم برای خانواده گذشتم . اما الان نمی دانم باید چی کار کنم به خواسته کی اول توجه کنم .الان شرایط من هم خیلی متفاوت شده .بالاخره عودم هم شروع کرد به دود کردن . جالبه بعد از اینکه خاموش می شه خودش با خودش می سوزه و از خودش عطر آزاد می کنه .شاید رازش همینه که خودت توی خودت بسوزی و به دیگران مهر و عشق بدی . نوشته شده توسط Shapark در بیست و سوم مرداد ۱۴۰۳ | شاپرک خانم...

ما را در سایت شاپرک خانم دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 22 تاريخ: يکشنبه 28 مرداد 1403 ساعت: 21:17

خودم امروز دیگه انتخاب نهایی ام رو کردم و خداحافظی کرد.دیگه واقعا بسه. چقدر به خودم دلگرمی الکی بدم . باید تمامش میکردم . خسته شدم . از این همه تنهایی خسته شدم . اما نمیخوام نقش آویزون بودن را در زندگی کسی بازی کنم.باید از امروز قوی تر باشم و دیگه باهاش تماس نگیرم. دیگه مسیج ندم و نوشته شده توسط Shapark در چهارم مرداد ۱۴۰۳ | شاپرک خانم...

ما را در سایت شاپرک خانم دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 14 تاريخ: يکشنبه 14 مرداد 1403 ساعت: 13:18

دارم برای خودم یک زندگی جدید رو نقش می بندم . می خواهم یک سری کارهایی رو بکنم که تا الان جرات انجامش را نداشتم . می خواهم مستقل بشم و دارم زمینه هاش رو آماده می کنم . امیدوارم از پسش بر بیام .چون اینبار هم تنهام و باید خودم به تنهایی انجامش بدم .

پیش به سوی آینده ای قشنگ تر .

نوشته شده توسط Shapark در چهارم مرداد ۱۴۰۳ |

شاپرک خانم...

ما را در سایت شاپرک خانم دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 15 تاريخ: يکشنبه 14 مرداد 1403 ساعت: 13:18

صفحه بندی